گنج

شمارهٔ ۴۰۱

سیل ویرانی ز کنج خانهٔ ما می‌بردبرق فیض خرمن از یک دانهٔ ما می‌برد
همچو شمع ما گلی از هیچ گلشن برنخاستمرغ گلشن رشک بر پروانهٔ ما می‌برد
فیض طبع روشن ما بین، که سوی بزم خویشهر سحر خورشید شمع از خانهٔ ما می‌برد
نالهٔ بلبل به طرز نالهٔ ما آشناستگویی او هم باده از میخانهٔ ما می‌برد
شرح درد ما برد آرام از دل‌ها سلیمکی کسی را خواب از افسانهٔ ما می‌برد