گنج

شمارهٔ ۳۷۴

دامان طرب بهار افشاندگل بر سر روزگار افشاند
داغ از دل من نسیم برچیدبر دامن لاله زار افشاند
گردید عبیر جامه ی حورگر باد ز گل غبار افشاند
بر جامه ی شاهدان بستانشبنم، عرق بهار افشاند
چون باز سفید، ابر خفتهپر بر سر کوهسار افشاند
برداشت سلیم باز ساغردست از همه کار و بار افشاند