شمارهٔ ۳۵۵
شد باغ از بهار، سفید و سیاه و سرخمرغان شاخسار، سفید و سیاه و سرخ
دارم ز گریه در ره شوق تو دیده ایچون ابر نوبهار، سفید و سیاه و سرخ
صد رنگ موج جلوه درین بحر می کندچون نقش پشت مار، سفید و سیاه و سرخ
گردیده داغ کهنه و نو جمع در دلمهمچون زر قمار، سفید و سیاه و سرخ
هر گه سلیم جام ز دشمن گرفت یارگشتم هزار بار سفید و سیاه و سرخ