شمارهٔ ۳۳۹
از عیش دل مرا چه رنگ استاین آینه در طلسم زنگ است
کارم چو صبا همه شتاب استکاری که نمی کنم درنگ است
گشتم پی کام دل جهان راجایی که نرفته ام فرنگ است
عیش دنیا و قسمت منصحرای فراخ و کفش تنگ است
از وجد نرفت کس به معراجصوفی! اینها خیال بنگ است
شوق تو گداخت پیکرش راهرچند سرشت بت ز سنگ است
از عشق مشو سلیم ایمنهر موج محیط او نهنگ است