گنج

شمارهٔ ۲۹۸

راحتی ما را اگر می باشد از آزار ماستبوی گل در خانه از خار سر دیوار ماست
حال مرغان قفس را پیش گل خواهیم گفترشته ی انگشت ما انگشتر زنهار ماست
غیر مژگانم سحاب دجله افشان کس ندیداین روش در دودمان ابر دریابار ماست
هیچ کس حال سر ما را نمی داند که چیستعالمی را چشم همچون صبح بر دستار ماست
عیب دیگر گر گمان داری سلیم آن را بگویطعنهٔ مستی مزن بر ما که آن خود کار ماست