گنج

شمارهٔ ۲۹۷

قافیه: ارماست۷ بیت
ای گل دگر ز دست کجا می گذارمتنتوان فریب داد مرا، خوب دارمت
از تو ندیده ام به جهان بی وفاتریباور مکن گر اهل وفا می‌شمارمت
در روزگار نیست مرا چون تو دشمنیدر حیرتم که این همه چون دوست دارمت؟
کاری نکرده ای که نصیبم مباد، اگراز پیش دیده دور شوی یاد دارمت
ذوقی چنان به صحبت وقت وداع نیستجان عزیز من، به خدا می سپارمت
چشم سرایت از تو مرا ای سرشک نیستتخمی نه ای که از پی حاصل بکارمت
خوش آن زمان سلیم که پرسد چو نام منگویم فلان غلام وفادار خوارمت