شمارهٔ ۲۶۸
آن گل که توان حرفی ازان زد گل داغ استتا کی سخن لاله و گل، این چه دماغ است
از داغ دلم فیض رسد سوختگان راپروانه کمربسته ی این پای چراغ است
تندی مزاجم اثر عشق نهانی ستخار سر دیوار، نشان گل باغ است
با لاله سخن زان رخ گلرنگ مگوییدبر حال خود او را بگذارید که داغ است
در باغ ز سامان گل و لاله کمی نیستچیزی که درین فصل ضرور است، دماغ است
بر حال سلیم است مرا رشک که از شوقدر کعبه ی وصل است و همان گرم سراغ است