شمارهٔ ۲۶
تویی که تیغ چو آب تو کشته آتش رابه زهر چشم، عتاب تو کشته آتش را
ز باد، آتش اگرچه همیشه زنده شودنسیم طرف نقاب تو کشته آتش را
به خون گرم گر آلوده است نیست عجببه تیغ موجب شراب تو کشته آتش را
به سوختن بردم عشق، خوش تماشایی ستبه جرم این که کباب تو کشته آتش را
مجال لاف زبان آوری به شعله ندادسلیم، طبع چو آب تو کشته آتش را