شمارهٔ ۲۰۷
به گلشن بی تو سروم دود آه استبه چشمم سبزه چون مژگان سیاه است
دلم را یاد تیغش تازه داردچو آن آبی که در برگ گیاه است
به خاک راه او از سنگ طفلانتنم چون سایه سر تا پا سیاه است
چه سان خورشید گویم روی او راکه مصحف را غلط خواندن گناه است
سلیم از راه خوبان برنخیزدچو نقش پا کسی کو سر به راه است