گنج

شمارهٔ ۱۹۴

از مشک چین مگو، که در آن زلف چین پر استبرچین بساط سرمه که چشمش ازین پر است
کردم اشاره ای به تو، عمری شد و هنوزاز برگ گل چو غنچه مرا آستین پر است
آوازه ی جمال تو عالم گرفته استهمچون نگین ز نام تو روی زمین پر است
بر دانه ای که مور برد، رشک می برنددر خرمنی که دامن صد خوشه چین پر است
گرم ملامت است، سلیم آه و ناله چیستیک دم خموش باش، دل همنشین پر است