گنج

شمارهٔ ۱۶۷

دلم از یاد چشم گلرخان راه خرابات استسرم از شور و غوغا چون گذرگاه خرابات است
ز فیض عام باشد گر فلک راهی درو داردنپنداری که از دیوار کوتاه خرابات است
ز خاطر رفت عزم کعبه تا میخانه را دیدمرهی کز راه دل را می برد، راه خرابات است
بود اعجاز در اصلاح دل ها دختر رز راولی چون نوبت ما می رسد داه خرابات است
تفاوت از سلیم لاابالی تا تو بسیار استتو ای زاهد گدای مسجد، او شاه خرابات است