شمارهٔ ۱۳۶
بر من هوای بزم تو بسیار غالب استبا طالعی که از می توفیق تایب است
خوبان به خاطر آنچه رسانند، می رسدبت را ز دعویی که کند حق به جانب است
نتوان نمود نقش ترا آنچنان که هستآیینه پیش روی تو چون صبح کاذب است
ای دل نمانده خیر به کالای عاشقیجز در متاع آبله کان مال کاسب است
بر گرد خرمن دگران خوشه چین نیمدزدیده نیست گرچه متاعم مناسب است
دیوان کیست از سخنانم تهی سلیم؟تنها نه بر من این ستم از دست صائب است