شمارهٔ ۱۰۷
مدعی گر نکند بحث سخن دلگیر استدر جدل گوش و زبانش سپر و شمشیر است
باغبان گو مشو از صحبت ایشان غافلگل جوان است، اگر مرغ گلستان پیر است!
نیست در عشق همین بند به پای مجنونطوق خلخال هم از سلسله ی زنجیر است
رهنمایی کند و مانع رهزن گرددشوق در راه طلب همچو عصا شمشیر است
گلرخان را سخنم کرد به من رام سلیمکه غزال غزلم آهوی آهوگیر است