گنج

شمارهٔ ۴

قافیه: اب۱۱ بیت
به سینه تیرنگاهت همان کند که کندبه روز رزم سنان خدیو عرش جناب
خدیو عهد محمد حسین خان که مدامبه طوع اوست قلوب و به طوق اوست رقاب
سپهر خنگی رستم دلی که رخشش رازآفتاب سزد زین و از هلال رکاب
به دور او که شود گرگ پاسبان غزالبه عهد او که بود صعوه همنشین عقاب
نخورده روی کسی سیلیئی به غیر از دفندیده گوش کسی مالشی به غیر رباب
کسی به کشور آباد او خراب ندیدبه غیر جغد که از این غمش دلی است خراب
اگر دمند به هر دم هزار انفخه ی صورهنوز بخت بد اندیش او بود در خواب
وجود خصم ضرور است ورنه شمشیرشز کله ای که دهد طعمه ی ذباب و کلاب
زهی زوصف تو یک نکته و هزار حدیثخهی ز مدح تو یک شمه و هزار کتاب
خیام جاه تو را فرش ار چه ز اطلس چرخستارگان سپهرش چو میخ های طناب
اگر زلطف تو یک رشحه بر (سحاب) چکدهزار چشمهٔ حیوان روان شود ز سراب