شمارهٔ ۳۳ - مدیحه
از جرعه جام گوهری لؤلؤ لا لا ریختهیا دست ساقی بر ثری عقد ثریا ریخته
ریزد خم از جوش شراب از حلق یاقوت مذاباین بحر جوشان بین کز آب آتش بر اعضا ریخته
آن لعبت ترسانگر از لب مسیح آسانگرو آن آب آتش سانگر آب مسیحا ریخته
از خوی نگار سیمتن دارد به مه عقد پرنوز طره بر برگ سمن مشک مطرا ریخته