شمارهٔ ۳۴ - تبریک عید و مدح
عید است و بر کاخ حمل زد تکیه شاه خاوریچون خسرو کیوان محل بر صدر تخت گوهری
از بیم بانگ گاودم گاو فلک ره کرده گموز غرش روئینه خم خاک از سکون آمد بری
خرطوم هر پیل دمان کوهی معلق زآسمانثعبان موسی بین عیان بر فرق گاو سامری
هندی بتی رشک ملک بر وی چو هندوی فلکشوخی کش از روئین کجک شد دیو محکوم پری
صحن بساطش از محل ز اجرام انجمن پر خللکرده در آن جرم زحل عودی و گردون مجمری
دریاچه ی پهناورش بحری زلال از کوثرشیک برگ از نیلوفرش این گنبد نیلوفری
عیدی چنین در ملک ری بنشست بر اورنگ کیشاهی که فرش تخت وی بر عرش جوید برتری
دریا نوال ابر کف فتحعلی شه کز شرفزیبد به شاهان سلف دربان او را مفخری
تیغش گه دشمن کشی رخشش گه لشکرکشیآبی است شغلش آتشی برقی است فعلش صرصری