گنج

شمارهٔ ۳۲ - معما در وصف خورشید و مدح

چیست آن لعبت که دهر از منظرش زیور گرفته؟گرچه برقع از سه نیلی پرده بر منظر گرفته
روز چون آئینه صیقل داده روی خویشتن راشب زعکس آن فروغ آئینه دیگر گرفته
گه نظیرش گشته از کتف پیمبر آشکاراگه طریق رجعت از ایمای پیغمبر گرفته
گاه دیدن بسکه آب از دیده می بارد لقایشآستین نظارگان وی به چشم تر گرفته
پنجه ی موسای عمران از ضیایش زیب جستهمحفل عیسای مریم از فروغش فر گرفته
این شکوه و قدرو رفعت وین فروغ و فر و زیورزآفتاب چتر شاهنشاه مهر افسر گرفته
خسرو گیتی ستان فتحعلی شه آن که از ویزال گیتی نوبت عهد شباب از سر گرفته
فلک گردون و زمین از عزم و از حلم وی اینکبر خلاف هم یکی جنبش یکی لنگر گرفته
آهنین گرزش به هر ضربت بسی لشکر شکستهآتشین رمحش به هر جنبش یکی کشور گرفته
هر که پران ناوکش در روز هیجا دید گفتا:در هوای رزمگه سیمرغ نصرت پر گرفته
خصم او هر گه ز شش سو راه بر خود بسته دیدهاز خدنگ شه سوی ملک عدم ره بر گرفته