شمارهٔ ۱۷
ای فلک جاه ملک رتبه که در زیور و زیبگوش چرخت زنعال سم ابرش باشد
طلعتت غیرت این بزم منور آمدرفعتت برتر از این سقف منقش باشد
جان احباب زلطف تو فرح یاب بوددل حساد زبیم تو مشوش باشد
بد گمانی زمن از بیهده حرفی و مرادل از این مرحله چون نعل در آتش باشد
خود بگو در حق من از سخن مدعیانظن ناخوش ز تو صاحب خردی خوش باشد؟
بشنو این بیت خوش از حافظ شیرین سخن، آنکه کلامش همه جان پرورو دلکش باشد
«خوش بود گر محک تجربه آید به میانتا سیه روی شود هر که در او غش باشد»