شمارهٔ ۲۵۳
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: ونکنم۷ بیت
گفتم از وصلش علاج درد روزافزون کنمروز وصلش دردم افزون شد ندانم چون کنم؟!
تا زرنگ زرد من ظاهر نگردد درد منروی خود از اشک گلگون هر زمان گلگون کنم
شمه ای از حسن یار و عشق خود یابم چو گوشبر حدیث لیلی و افسانه ی مجنون کنم
خون شد از گردون دل من لیک دارم خویش راشادمان تا زین سبب خون در دل گردون کنم
می توانم کرد کین غیر را از دل برونگر توانم مهر جانان را ز دل بیرون کنم
می توان ز افسون پری را کرد با خود رام لیکآن پری رامم نگردد گر هزار افسون کنم
از قد موزون نشاید کرد منع من (سحاب)طبع من موزون و من ترک قد موزون کنم؟!