شمارهٔ ۲۱۲
رود ز جانم اگر بنگرم بر آن عارضهزار عارضه ام گر بود به جان عارض
به عشق تا نزند طعنه ناصحم چه شود؟که یک رهش بنمایی به امتحان عارض
بیفتد از نظر عندلیب عارض گلدهد چو جلوه گل من به گلستان عارض
نگار سرو قدم داشت نسبتی آریبه سرو و ماه از آن قامت و از آن عارض
نه سرو داشت اگر ماه آسمان قامتنه ماه داشت اگر سرو بوستان عارض
عنان بلبل و قمری گهی ز دست شدیکه سرو داشتی آن قامت و گل آن عارض
(سحاب) داشت نهان عارضت ز غیر و دریغکه او کنون کند از روی تو نهان عارض