گنج

شمارهٔ ۲۱۱

تا نئی از قید جان و تن خلاصنیست ممکن وصل او در بزم خلاص
زنگ از آیینهٔ دل بر ز عشقز آتش آری زر زغش یابد خلاص
شامل است الطاف عامش بر عوامکامل است اشفاق خاصش بر خواص
بهر قتلم ساعد او رنجه شدبیش از این خون مرا نبود قصاص
ریخت خون من به دست خود که یافتاز شهیدانش به این فیض اختصاص
عاشقان ز اهل هوس دارند فرقچون زرازارزیر، چون سیم از رصاص
گوش شیخ ای دل کجا و رمز عشق؟پیش هر عامی مگو اسرار خاص
از برای دفع زهر غم (سحاب)به ز تریاق است آن لب در خواص