شمارهٔ ۲۰۵
وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)قافیه: یدهامهنوزش۶ بیت
نه همین ز شرم در بر نکشیدهام هنوزشکه برم نشسته عمری و ندیدهام هنوزش
دلم از تو خرم و خوش به سوالی و جوابیکه نگفتهام همان و نشنیدهام هنوزش
به مشام غیر خواهم نرسد از او شمیمیز ریاض حسن آن گل که نچیدهام هنوزش
دل خویش کردهام خوش به متاع کمبهاییکه زلعل او به صد جان نخریدهام هنوزش
به رهش اگر چه شد خون دل و شد ز دیده بیرونکشد انتظار مقدم او دل و دیدهام هنوزش
عجب است اینکه در سر بودم (سحاب) مستیز شراب وصل اگرچه نچشیدهام هنوزش