گنج

شمارهٔ ۱۲۴

با من فلک هزار جفا هر زمان کندآری سپهر آنچه تو خواهی همان کند
با هر که مهربان شود او را کند هلاکزین ره مگر فلک به منش مهربان کند
ز آسیب حادثات زمان آنزمان کسیدوری کند که دوری از اهل زمان کند
باید فراق روی تو را خواست ز آسمانچون بر خلاف خواهش کس آسمان کند
خوش آن که دولت ابدی رو کند به اویعنی که رو به درگه پیر مغان کند
پیش تو مدعی کند اظهار شوق منشاید به این وسیله تو را بدگمان کند
آزار من بقصد جفا می کند (سحاب)اما بهانه این که مرا امتحان کند