شمارهٔ ۱۰۹ - این اشعار شیوا اثر طبع شاعر گرانمایه اقا احمد حشمتزاده شیرازیست
که پس از ملاحظه و استماع اشعار صفحه قبل سروده و باصفهان فرستادهاند آقای حشمتزاده یکی از شعرای نامی شیراز فرزند برومند استاد شعر و ادب مرحوم میرزا عبدالرحیم متخلص به حشمت شیرازیست که استاد فقید مرحوم ملکالشعرای بهار در توصیف او فرموده:
هشتند از آن روز که بنیاد سخندادند سخنوران بسی داد سخن
بودند بدور خویش هر یک استاددر دورهٔ ماست حشمت استاد سخن
خود آقای حشمتزاده هم در قصیدهئی میگویند:
تنها نباشد از ادب و شعر فخر منهم فخر از پدر بود و هم پسر مرا
فرزندهای من همه دانشور و ادیببوده است اوستاد مسلم پدر مرا
معظم له اکنون که سال ۱۳۴۲ شمسی است شصت و سه سال از عمر شریفشان گذشته و تا حال مانند مرحوم پدر جز مدح محمد و آل صلواهالله علیهم اجمعین مدح کسی را نسروده خدایش موفق دارد که الحق گویندهئی دانا و شاعری تواناست
این مختصر شرح حال و اشعار ذیل با اجازه خودشان در این دیوان درج شد
صغیرا از ادب امروز فخر اصفهانستیبجسم اصفهان از علم و دانش همچو جانستی
صغیر استی تو در نام و کبیر استی تو در دانشز بس شیوابیانستی ز بس شیرین زبانستی
ز رنگ و بوی و شیرینی، ادیبا، شعر شیرینتبرای مردم شیراز سیب اصفهانستی
صفاهان قلب ایرانست و تو قلب صفاهانیز بس دانش پژوههستی ز بس دلکش بیانستی
«زمانی» داد از گلزار طبعت نوگلی دستمبگفت این گل نشانی زان دلاراگلسِتانستی
زیارت کردم و دیدم ز شیراز است توصیفیز طبع نکته پردازت که چون آب روانستی
ز مهد سعدی و حافظ نمودی وصف بیپایانکه نیکو سیرت و نیکو سرشت و نکته دانستی
تشکر میکنم از شخص تو، ای منبع دانشکه دارالعلم ما را مدح گور و مدح خوانستی
اگر شیراز باشد مهد دانش ای ادبپرورصفاهان هم ز اهل علم بحری بیکرانستی
اگر شیراز باشد جایگاه سعدی و حافظصفاهان هم خداوندان دانش را مکانستی
مقام ناصر خسرو، جمالالدین کمالالدینکه اصفاهان از آنان صاحب نام و نشانستی
فریدالدین ضیاء و جنتی دیگر مصاحبدانکه هریک در فنون شاعری فخر زمانستی
کنم کوته سخن را زانکه در گلزار اصفاهانهزاران عندلیب و طوطی شکر فشانستی
صبا در اصفهان نزد صغیر از گفته احمدببر این چامه کز کانون دانش ارمغانستی