گنج

شمارهٔ ۱۰۷ - در تعریف زنده رود اصفهان در سال ۱۳۱۵ شمسی سروده شد

۲۱ بیت
بر خلیج فارس زیبد افتخار زنده رودزانکه شد منچستر ایران کنار زنده رود
ای صفاهان بر خود از این آبرومندی ببالزانکه افزود اعتبارات ز اعتبار زنده‌رود
بس چراغ برق می‌گردد بشب پرتوفکنهست یکسان در نظر لیل و نهار زنده رود
چون نسیم صبح بگذر صبحدم زانسو ببینصدهزاران کارگر در رهگذار زنده رود
روز و شب از برق همت چرخ اقبال و شرفبین بگردش در یمین و در یسار زنده‌رود
بهر تکمیل قلمکار صفاهان لازم استقطعه‌ئی شایسته همچون ریگزار زنده رود
در تمام ربع مسکون گر بدقت بنگریباشد این صنعت به تنها انحصار زنده‌رود
نیست جائی بی‌قلمکار صفاهان درنگرصفحهٔ عالم پر از نقش و نگار زنده‌رود
هر عذاری از خط و خال است زیبا فی‌المثلهست این صنعت خط و خال عذار زنده‌رود
بر مقام روح شاید پی‌برد هرکس که دیدروح بخشیهای طرف جویبار زنده‌رود
سهل باشد گر بدامان گل برند از باغهاباغ کل دارد بدامان کوهسار زنده‌رود
بحر اخضر میدهد تشکیل در مدنظرانعکاس بیشه‌های بی‌شمار زنده‌رود
حافظ ار آب حیاتش خواند در دیوان خویشزین مثل افزون نگردید اشتهار زنده‌رود
زانکه در ظلمات پنهان گشتن آب حیاتمیکند روشن که هست آنشرمسار زنده‌رود
از طراوت میکند ترکام خشک ذوق رابر زبان آری چو لفظ آبدار زنده‌رود
کشت و زرع آن کند تامین حیات ملتیجوهر جانست آب خوشگوار زنده‌رود
هم زمستان فیض بخشد بر اهالی هم بهارشکر گوییم از زمستان و بهار زنده رود
گر نشان از باغ فردوس برین جوئی ببینچهارباغ و باغ جنت در جوار زنده‌رود
ور بهشت نقد خواهی در مه اردیبهشترو بدالان بهشت و آبشار زنده رود
میدهد فکر متین اصفهانی را نشانوضع پلهای ظریف استوار زنده‌رود
از پی تجلیل الحق جای آن دارد صغیرهرچه در دارد کند عمان نثار زنده‌رود