گنج

شمارهٔ ۱۳ - کار و کارگر در سال ۱۳۰۷ شمسی سروده شد

۱۳ بیت
کار کن و کار کن و کار کنبار خود ای جامعه خود بار کن
رفته توئی از تو که یادش بخیرنفی شدستی تو در اثبات غیر
هیکلت ای جامعهٔ ذولجاجآمده سر تا به قدم احتیاج
خانهٔ تو خانهٔ بی‌مایگانخود تو گدای در همسایگان
از نمک و ادویه را کبریت و آببر در همسایه کنی دق باب
لنگ نئی از چه برندت بدوشنه به زمین پای و به رفتار گوش
خواریت از علت بی‌کاریستحاصل بی‌کاریت این خواریست
از اثر صنعت و علم و هنرتا نشود کشور ما معتبر
قلب وطن شاد نخواهد شدنمملکت آباد نخواهد شدن
مایهٔ کار است زر و فکر و دستوین سه بتحقیق در این ملک هست
هست ولی هریکی از آن یک جداستدست که باشد یکی آن بی‌صداست
گر که کنند این سهم بهم اتفاقخوش بدر آید مه ملک از محاق
یأس مبر هست صغیرا‌ امیدحق کند این روز سیه‌را سپید