گنج

شمارهٔ ۳۸۶

۷ بیت
بیک خرام دل از من تو دلربا بردیشکسته کاسهٔ درویش را کجا بردی
بچهره از جریان ای سرشگ افتادیبه پیش خلق چرا آبروی ما بردی
بگو به آنکه دل و دین بعشقبازی دادبخود بناز که خوش پی بمدعا بردی
بغیر شرک چه داری بدست ای زاهداز آن نتیجه که یک عمر در ریا بردی
بهم شکستیم ای روزگار زیر سپهرگرسنه بودی و گندم بآسیا بردی
کجائی ای دل خرسند در تمام جهانتوئی که گوی ز سیمرغ و کیمیا بردی
صغیر بار بمنزل تو را رسید آندمکه رخت خویش به سرمنزل رضا بردی