گنج

شمارهٔ ۳۸۵

۷ بیت
غیر خونابه چه خوردی ز می انگوریراحت روح طلب کن ز می‌منصوری
بخور آن می‌که کند تقویت عقل و روانمخور آن باده که بر عقل دهد رنجوری
جز که از عقل نگردی بسعادت نزدیکزانچه دورت کند از عقل از آن کن دوری
ترسمت مست برآیی ز لحد روز جزاکه شب و روز رود عمر تو در مخموری
پیش حق عذر جنایات مدان مستی رانیست مسموع در آن محکمه این معذوری
بنگر حاصل مغروری مغروران رابس کن این مستی و اینخودسری و مغروری
عالمی سوخته از آتش این آب صغیرخود که داده است بدین مایه شر دستوری