شمارهٔ ۳۷۰
عشقت سپرد از دل دیوانه بدیوانهاین گنج کند منزل ویرانه بویرانه
در مجلس ما دلها بخشند بهم صهبامی دور زند اینجا پیمانه به پیمانه
می با همه نوشیدم یک میهمه جا دیدمهرچند که گردیدم میخانه بمیخانه
خورشید ضیاگستر نبود زیک افزونتربینیش به هر کشور کاشانه به کاشانه
مشکل مکن آسانرا یکجا بفشان جانراتا چند بری آنرا جانانه به جانانه
در سوختن ار لذت نبود ز سر همتگیرد ز چه رو سبقت پروانه بپروانه
هر کس بجهان آید دانی چه از آن زایدچون رفت بیفزاید افسانه به افسانه
بس قصر که از شاهان بنیاد شد و بر آنشد فاخته کوکو خوان دندانه به دندانه
از طبع صغیر اکنونام د غزلی بیرونشد گنج ورا افزون دردانه به دردانه