شمارهٔ ۳۵۳
ای زال جهان تا کی جان کندن و نوازدنوان زادهٔ نوزاده در دست اجل دادن
یکیک ز بطون فرزند آوردن و پروردنلک لک پی بازیچه زی جنگ فرستادن
از شوی فلک بگسل پیوند زناشوئیوین خشت زمین بر چین تعطیل کن انیزادن
ای اشرف مخلوقات ای نوع بشر آخرمانند سبع تا کی بر جان هم افتادن
وین جیفهٔ دنیا را با پنجهٔ قهر از همبربودن و با حسرت بگذشتن و بنهادن
چونبرق جهان خندم بر آنکه همیخواهدچونکوه در اینصحرا بر جای خود استادن
بربند صغیر از خود چشم و بخدا بگشازان پیش که نتوانی این بستن و بگشادن