شمارهٔ ۳
چه مایه میدهد اردیبهشت بستان راکه میزند به صفا طعنه باغ رضوان را
کدام جلوه به گلشن کند چنین دلکشنوای زیر و بم بلبل خوش الحان را
اگر ز داغ دل عاشقان نشان جوییبرو به باغ و ببین لالههای نعمان را
زهی مقدر بیمثل و صانع بیچونکه از جماد بر آرد ثبات الوان را
ترانهٔ و من الماء کل شیئی حیاز آبشار به رقص آورد سخندان را
چو نرگس آنکه قدح کش بود در این ایامبه عالمی ندهد گوشهٔ گلستان را
صغیر معرفت واجبت بود واجبنتیجهگر طلبی کارگاه امکان را