شمارهٔ ۱۷۴
در دور ما چه جور بشر با بشر نکردبرپا کدام فتنه و آشوب و شر نکرد
جمعیتی ندید که از هم جدا نساختمعمورهٔی نیافت که زیر و زبر نکرد
وه کادمی به آدمی از دیو سیرتیکرد آنچه جانور بدگر جانور نکرد
از جمله کارها که جنایت شمرده اندکار دگر نماند که این خیره سر نکرد
هرگونه ظلم و جور و تجاوز بنوع خویشکرد و زحق حیا و ز کیفر حذر نکرد
حتی ز جزء لایتجزی بضد نوعاین غافل از خدا شده صرفنظر نکرد
طرح کدام نقشه که اندر هوا نریختظاهر کدام فتنه که در بحر و بر نکرد
باشد هنر گر آلت قتاله ساختنشاد آنکه اهتمام به کسب هنر نکرد
چندان شگفت نیست که بیدادگر شودهر کس یقین به معدلت دادگر نکرد
گفتند انبیاء و نوشتند اولیاءاما هزار حیف که بر ما اثر نکرد
تأمین ز دین طلب که خداوند بی سببتعیین دین برای گروه بشر نکرد
بس مختصر بود بحقیقت جهان صغیرمرد آنکه التفات بدین مختصر نکرد