گنج

شمارهٔ ۱

۱۱ بیت
ای ازلی ذات از عیوب مبراای ز صفات تو هستی آمده پیدا
بهر ظهور کمال نور صفاتتکرده کمال ظهور در همه اشیا
کی تو نهان بودهٔی زدیده که باشداز در و دیوار جلوهٔ تو هویدا
جز تو که از چوب میوه‌ها بنمایدجز تو که آرد ز خاک لاله حمرا
بر سر هر شاخ گل بطرف گلستانمرغ نباشد مگر بذکر تو گویا
از تو عیان حسن و عشق هر دو که هستیصانع زلف مسلسل و دل شیدا
از پی زینت فزائی چمن حسنآوری از چشم مست نرگس شهلا
بار خدایا تویی که ذکر تو گوینددر همه دیر و حرم کنشت و کلیسا
در طرق اعتقاد سوی تو پویندجمله یهود و مجوس و مسلم و ترسا
از تو بهر دل که نور معرفتی تافتدم نتواند زدن دگر ز من و ما
وصف تو را نی همین صغیر نه در خورمانده در این ره بجا چه پیر و چه برنا