گنج

شمارهٔ ۴۵ - در تهنیت عید مولود شاه ولایت اسداله الغالب علی ابن ابیطالب (ع)

۳۰ بیت

در ماه رجب ۱۳۵۳ هجری‌قمری سروده شد

از آن نهاد بعالم بنای کعبه خلیلکه تا در آن بنماید علی جمال جمیل
زهی خدیو مجلل که میشود بنیادبرای مولد او خانه خدای جلیل
ببزم قدرت او شمس چیست یک مشعلز کاخ رفعت او عرش چیست یک قندیل
همین نه شرع نبی راست آمر و ناهیکه کارخانه حق را بود یگانه وکیل
چنان سپهر بفرمان اوست در گردشکه سر ز پا نشناسد ز شدت تعجیل
جناب اوست بذرات ممکنات مجیروجود اوست بارزاق کاینات کفیل
اگر نه نام علی اسم اعظم است چراشود دوای سقیم و دهد شفای علیل
کفی ز خاک درش با دو کون نتوان دادکه آن متاع کثیر است و این بهای قلیل
بدرگهش دو ملک گرم خدمتند مدامکه میکنند همی هست و نیست را تبدیل
خود اوست مظهر الحی و دمبدم ز دمشحیات گیرد و بر کون بخشد اسرافیل
هم اوست مظهر القابض و بحضرت اودهد مراجعت روح خلق عزرائیل
ز خوان مکرمتش رزق ماسوی الله رادهد بروز و شبان کیل کیل میکائیل
از او رسد بدل جبرئیل وحی و رسدبر انبیاء و رسل وحی از دل جبریل
تمام وصف علی بود و هست و خواهد بودهر آنچه وحی تصور کنی تو یا تنزیل
مدیح خوانش موسی گهی و گه عیسیکتاب مدحش توراه گاه و گه انجیل
باو شدند پناهنده انبیاء و رسلشعیب و یونس و ادریس و هود و خضر و خلیل
طفیل حضرت او نوح و یوسف و یعقوبرهین منت او شیث و صالح و حزقیل
خلیل گشت به یمن ولایش ابراهیمذبیح گشت ز جان در منایش اسماعیل
اگر نه از پی در یوزه بود بر درویبدست داشت سلیمان چرا همی زنبیل
عطا و لطفش عاید بهر فقیر و غنیسخا وجودش شامل بهر جواد و بخیل
ز جن و انس و ملک نیست جز بتعلیمشزبان هرکه بتسبیح گردد و تهلیل
گر او بخواهد و فرمان دهد یقین بنددذباب راه به عنقا و پشه ره بر پیل
بجز خدا که توان گفت وصف او که بودفزونتر از حد اجمال و غایت تفصیل
خوش است ختم کنم نامه را بنام کسیکه هست حیدر کرار را خجسته سلیل
سمی عابد و پور عزیز شه صابرکه نیست جز بپدر نسبتش گه تمثیل
چنین کمال مر او را روا بود زانروکه این پسر شده در نزد آن پدر تکمیل
بلندمرتبه نعمت علی که چون خورشیدبزرگواری خود را خود آمده است دلیل
ز خوان نعمت شه نعمت اله این نعمتدر این طریق مبادا جدا ز ابن سبیل
محب جاهش بادا بهر دو کون عزیزعدوی جانش بادا به نشأتین ذلیل
به یمن همت او هم صغیر مدحت‌گربهر کجا که شود جشن مرتضی تشکیل