گنج

شمارهٔ ۴۴ - غدیریه در مدح سراج الامه اب الائمه علی «علیه السلام»

۳۲ بیت
عید غدیر آمد و شد گاه وجد و حالساقی بیار باده و از دل ببر ملال
چندیست باب هجر برویم شده است بازبربند از می‌این در و بگشا در وصال
آن باده کن عطا که پی طی راه عشقاز دست و پای بختی جان بگلسد عقال
آنباده کن کرم که از آن هرکه مست شدیکباره پای زد بسر جان و ملک و مال
آن می‌به جام کن که سرره به شیرنرگیرد اگر بنوشد از آن جرعهٔی غزال
آن باده‌ام ببخش که مور ار خورد شوددر زیر پای قدرت او پیل پایمال
باری بیار باده که بهر صلای عیدکوبم به طبل طبع به نام علی دوال
گویم دوباره مطلعی و در مدیح اوسازم نثار مجلسیان گوهر مقال
در روز حشر چون بنماید علی جمالگویند اهل حشر که این است ذوالجلال
آری علی است جل جلاله خدای راهم مظهر جلال و هم آئینه جمال
یا مظهر العجائب یا مرتضی علیای کون را هویت تو مبده و مآل
این حجت یگانگی حق بود که توبی‌شبه و بی‌نظیری و بی‌مثل و بیمثال
وامانده در دو مرحله نطق آندو مرحلهمدح تو است و حمد خداوند لایزال
هر جوی فضل را پی سرچشمه چون رومبینم ببحر فضل تواش هست اتصال
و صفت بیان نمی‌شود از صدهزار یکگویند خلق عالم اگر صدهزار سال
ایمان اگر نه دوستی تست از چه روبی‌مهر تو نجات خلایق بود محال
در قبر و برزخ وصف محشر ولای توباشد جواب وافی و کافی بهر سئوال
صورت پذیرد از تو همی نطفه در رحمآنگه به عشق تو به جهان یابد انتقال
جویای تست در همه عمر جان اوتا گردد از تو کامرواگاه ارتحال
ببینند عاشقان تو پیوسته روی توبر عاشق تو ماضی و مستقبل است حال
هر دولتی زوال و زیان دارد از قفاجز دولت ولای تو کان هست بی‌زوال
غیر از حدیث عشق تو هرگونه صحبتیافسانه است و بیهده‌گوئی و قیل و قال
هر مجلس از بیان مدیحت مزین استآنجا کند فرشته ز جان فرش پروبال
جز آنصفات خاص که مخصوص ذات تستهم ایزدی صفاتی و هم احمدی خصال
از بهر جن و انس ودد و دام و وحش و طیرگستردهٔی تو روز و شبان سفره نوال
در امر دین گر از تو نمی‌یافتی ظهورآن اهتمام و کوشش و خونریزی و جدال
نه از اصول بود بیانی نه از فروعنه از حرام بود نشانی نه از حلال
کامل نبود دین نبی بی خلافتتیوم الغدیر یافت بفرمان حق کمال
شاها منم صغیر غلام درت ولیدارم بس از نبردن فرمانت انفعال
هیچم بدست نیست مگر دامن کسیکاندر میانه تو و او نیست انفصال
صابر علی شه آنکه بر رأی انورشخورشید کم زمه بود و مه کم از هلال
دارد خدای بر سر احباب و دوستانپاینده سایه‌اش به مقام علی و آل