گنج

شمارهٔ ۴۲ - در مدح مولی‌الموالی حضرت علی علیه‌السلام

۱۷ بیت
مکین مسند شاهی علیست جل‌جلالخدیو ملک الهی علیست جل جلال
اگر که تشنه فیضی بیا بسوی علیکه بحر نامتناهی علیست جل جلال
شهی کز او ز ازل تا ابد بملک وجودبپاست رایت شاهی علیست جل جلال
شهنشهی که بخیلش ز فرط جاه و شرفملایکند سپاهی علیست جل جلال
جمال آنکه ز هر آینه توانی دیدبرون ز فکرت واهی علیست جل جلال
کسیکه جملهٔ ذرات بر ولایت اوز جان دهند گواهی علیست جل جلال
یگانهٔی که ز ذاتش صفات حضرت حقظهور یافت کماهی علیست جل جلال
جلیس احمد عرشی علی است عز علاانیس یوسف چاهی علیست جل جلال
به یونس آنکه شد از راه لطف مونس و دادنجاتش از دل ماهی علیست جل جلال
کلیم چون ارنی گفت هاتفی گفتشحق ار مشاهده خواهی علیست جل جلال
شهی که سلسلهٔ انبیا بوقت بلابه او شدند پناهی علیست جل جلال
زمین معرکه و روی خصم آنکه نمودبرنک لعلی و کاهی علیست جل جلال
مهی که داده بر ایام بهر نظم جهاننظام سالی و ماهی علیست جل جلال
کسی کز اوست بجا هر قدر شریعت رااوامر است و نواهی علیست جل جلال
بامر و نهی الهی چو نیک درنگریهمیشه آمر و ناهی علیست جل جلال
همان کسی که جهان پر کند ز عدل و دهدبظلم و جور تباهی علیست جل جلال
صغیر را ز کرم آنکه رو سفید نمودبحال نامه سیاهی علیست جل جلال