گنج

شمارهٔ ۲۲ - در مدح امام بر حق ولی مطلق حضرت علی‌ابن ابیطالب علیه‌السلام

۳۰ بیت
هیچ دانی که جوانمرد و هنرور باشد؟آنکه غمخوار و مددکار برادر باشد
نه تو انگر بود آنکس که بود حافظ مالکانکه بخشنده مال است تو انگر باشد
ترک احسان مکن از نقص تمکن ز نهاربکن ایثار تو را هر چه میسر باشد
دوستان آینهٔ دوست بود خاطر دوستمگذارید که آئینه مکدر باشد
ای عجب من عبث این مرحله پویم که ز آزخواجه در خون دل خلق شناور باشد
روزی جامعه را هر چه فزاید ببهاسعی دارد که دگر روز فزونتر باشد
شور حرصش بفزاید ز نوای فقراگویی این زمزمه‌اش نغمه مزمر باشد
سیم اشگ ضعفا بر رخ چون زر بیندباز اندر طمع سیم و غم زر باشد
آن یتیم از پی نان فاخته سان کو کوزنخواجه آبش می چون خون کبوتر باشد
امتحانات حقش داده دو روزی مهلتاو گمان کرده بهر کار مخیر باشد
زیردستان همه از پای فتادند بگویکه زبر دست هم آماده کیفر باشد
ای بدنیا شده مشغول و زعقبی غافلاین جهان مزرعه ی عالم دیگر باشد
از مکافات به پرهیز که در هر دو جهانداوریها همه در عهدهٔ داور باشد
آه مظلوم که از ظلم تو بر گردون خاستخرمن جان تو را شعلهٔ آذر باشد
خوابگاه تو به تحقیق بود زیر زمینگر تو را روی زمین جمله مسخر باشد
چه گمان میبری ای دل سیه چشم سفیدیک قدم بین تو و عرصه محشر باشد
صورت معنی اشیا چو پدیدار شودجاه تو چاه بلا گنج تو اژدر باشد
با چنین خوی نکوهیده ز اسلام ملافکه مکدر ز صفات تو پیمبر باشد
گر بود دین تو اسلام مسلمان بایدپیرو قائد دین حیدر صفدر باشد
شوهر بیوه زنان و پدر بی‌پدرانکه بهر غمزدهٔی مونس و یاور باشد
شیر یزدان شه مردان اسدالله علی (ع)که ولایش همه را فرض و مقرر باشد
قلم صنع خداوند در انگشت وی استما سوی زان قلم صنع مصورباشد
همه زین خلقت بی‌مثل پذیرد انجامخلق را هرچه ز خلاق مقدر باشد
کار پرداز دگر نیست بجزاو در کارهر قدر عالم ایجاد مکرر باشد
علیش جلوه کند هرکه خدا را طلبدکه خدا را علی آئینه و مظهر باشد
گفت در خم غدیر احمد مرسل که علیبعد من بر همه کس سید و سرور باشد
در ره دین خدا پیرو حیدر باشیدکه در این مرحله او هادی و رهبر باشد
ما نداریم بر او زین تبعیت منتمنت اوست که ما را همه بر سر باشد
از ازل تا به باد هادی هر قوم علیستروی این نکته بر ندان قلندر باشد
هرکسی مست شر ابیست بدوران و صغیرمست از عشق علی ساقی کوثر باشد