گنج

شمارهٔ ۲۰ - در مدح مولی الکونین اباالحسنین علی علیه‌السلام

۱۷ بیت
هر وجودی شور عشق مرتضی در سر نداردبهتر آن باشد که از خواب عدم سر برندارد
زیب لوح آفرینش نقش نام اوست آریکلک نقاش ازل نقشی از این بهتر ندارد
کرد تیغ او مسخر عالم کون و مکان راتیغ عالم‌گیر خورشید این‌چنین جوهر ندارد
ز ابتدا تا انتهای دور خلقت چرخ گردونغیر درگاه امیرالمؤمنین (ع) محور ندارد
بر وجود او بر افشان دامن بی اعتنائیهر که در دست ارادت دامن حیدر ندارد
هر کمال و هر فضیلت میشود از خلق صادرچون علی التحقیق بینی جز علی مصدر ندارد
با غلامان علی هرکس شود محشور بی‌شکهیچ پروا در دل از هنگامه محشر ندارد
غیر ختم انبیا احمد که هست او را برادرراه بر درک مقامش هیچ پیغمبر ندارد
گفت احمد بی وصیت رفتن است از جاهلیتای عجب خود بی‌وصیت رفت کس باور ندارد
مرتضی باشد وصی مصطفی و غیر او کساز خدا فرمانروایی بعد از آن سرور ندارد
منکر کیفیت خم غدیر و نصب حیدرراستی شرم از رسول و خوف از داور ندارد
ایکه جویی ره بشرع احمدی سوی علی روز آنکه آن شهر معظم غیر از این یکدر ندارد
سینه از بغضش به پیر اکاین گیاه زهرآگینغیر کفر و کافری خاصیت دیگر ندارد
مهر او بگزین بدل در این محیط پرتلاطمزانکه این کشتی بجز مهر علی لنگر ندارد
کی توان بشمردن او را در ردیف هوشیارانهر سری مستی ز جام ساقی کوثر ندارد
گر بحق خواهی رسیدن پیروی از شیر حقکنراه حق آری بغیر از شیر حق رهبر ندارد
شد غلام او صغیر و گشت از هر خواجه فارغمنت ار دارد بجز از خواجه قنبر ندارد