گنج

شمارهٔ ۲ - در نعت حضرت ختمی مرتبت موید مجتبی محمد مصطفی (ص)

۲۸ بیت
ای مایه امید دل ای رحمت خداای اولین تجلی حق ختم انبیا
ای کنیت مقدس و اسماء اقدستبوالقاسم و محمد و محمود و مصطفا
آید چو نام نامی جان پرورت بگوشدر دل مقام خویش دهد خوف بر رجا
بود از تو بس شگفت اگر سایه داشتیخورشید را بلی نبود سایه در قفا
گردید ختم بر تو نبوت که سعی تواز ابتدا رساند مکارم به انتها
موسی چو از جهان بسرای دگر شتافتطی گشت قصهٔ یدبیضا و اژدها
عیسی چو جای در فلک چارمین گرفتروی زمین نماند از او معجزی بجا
قرآن توست معجز باقی که تا ابدبر جن و انس روز و شبان میزند صلا
گوید هر آنکه را که ز من هست شک و ریبیک سوره آورد چو من از فرو از بها
برهان خاتمیتت این بس که تا بحشردر کاینات هست طنین افکن این ندا
چون لانبی بعدیت آید بگوش دلآساید از فسانه ارباب ادعا
در رفع اختلاف جهانی توان نمودبر یک حدیث متقن ثقلینت اکتفا
صورت نهفتی از ره معنی درآمدیدر صورت مقدس قرآن و اوصیا
قرآن تست روح تو و تا جهان بپاستبر اهل روزگار دلیل است و رهنما
جسم تواند عترت و هرگز نمیشوداین روح و جسم تا ابد از یکدیگر جدا
آری چگونه روح تواند بدون جسماندر زمانه زیست کند تا صف جزا
این هر دو خود توئی و به تحقیق بر تو رفتبر این دو از هر آنکه وفا رفت یا جفا
آن حجه دوازدهم حالیا بغیبباشد شریک و حافظ قرآنت از وفا
آن هم توئی به صورت و معنی که شخص اوبا اسم و کینه تو کند جلوه ز اختفا
ترویج دین تست بدست وی و شوددر عهد او حقیقت اسلام بر ملا
چون بهر دفع ظالم و ظلم آن ولی حقبر بام کعبه برزند از عدل حق لوا
گیتی بعدل و داد گراید ز جور و ظلمزحمت شود رفاه و کدورت شود صفا
آنگه دلیل خلق کتاب تو است و بسدر امر و نهی کار برآید بمدعا
گردد پدید سلطنت حقه در جهانیابد ظهور معدلت ذات کبریا
آنروز از سپید و سیه خلق عالمندقائل بیک کتاب و بیک دین و یک خدا
گردد جهان بهشت برین زان یگانگیآری یکانگی کند این دردها دوا
ای صاحب شریعت و ای خواجه رسلای آسمان رفعت و خورشید اهتدا
از شر غیر و وسوسه نفس و هول حشردارد صغیر بر تو و آل تو التجا