شمارهٔ ۱۱ - در منقبت امام المتقین امیرالمؤمنین اسدالله الغالب علی علیهالسلام
نقاش نقش بیعدد ما سوا یکی استقدرت فزون تر از حد و قدرتنما یکیست
بر برگ هر گیاه که میروید از زمینبنوشته است خامه ی قدرت خدا یکیست
گر از هزار نای نوا آیدت به گوشباری به هوش باش که صاحب نوا یکیست
از صد هزار آینه یک روی جلوهگراز حسن دلبران جهان دلربا یکیست
هست آفریده در طلب آفریدگاردر دیر و در کنشت و حرم مدعا یکیست
گلها به باغ در نگری صدهزار رنگبا اینکه بهر آن همه آب و هوا یکیست
گر بشمری هزار عدد در قفای همچون نیک بنگری همه از هم جدا یکیست
آنسان که بحر و دجله و شط راست اتصالچون بر خوری من و تو و ما و شما یکیست
در مشکلات جز به علی التجا مبرمنت مکش ز خلق که مشکلگشا یکیست
در ماسوی الله آنکه ز فرط جلال و جاهبوده است مولدش حرم کبریا یکیست
در بستر رسول خدا گاه بذل نفسآنکس که خفت تا که کند جان فدا یکیست
هرگز کسی نگفته سلونی بجز علیدر روزگار صاحب این ادعا یکیست
در حربِ مَرحَب آنکه شنید از فرشتگانبر دست و تیغ خود ز سما مرحبا یکیست
آن فارِسِ یلی که به چوگان تیغ تیزبِربود سر چو گوی ز عَمرِو دغا یکیست
شاهان عالمند فزون از شمار لیکسلطان اتقیا و شه اولیاء یکیست
بهر رضای حضرت معبود در رکوعشاهی که داد خاتم خود بر گدا یکیست
گو بهر خود کنند معین دوصد ولیمنصوص نص وافیه ی انما یکیست
آنکس که سود در شب معراج دست مهربر شانه رسول به عرش علا یکیست
با دست قدرت از پی بشکستن بتانبر دوش احمد آنکه فروهشته پا یکیست
آنکس که در غدیرخم از بهر نصب اوامر مؤکد آمده بر مصطفی یکیست
تنها علی امیر بود بهر مؤمنینآنکس که یافت این شرف و اعتلا یکیست
پنهان ز خلق رو غم دل گوی با علیبیگانهاند آن همه و آشنا یکیست
بهر ثبات دین خداوند و نفی شرکتیغی چو ذوالفقار علی شکل لا یکیست
هر پیشوا طریق علی را نشان دهدزین رو صغیر در دو جهان پیشوا یکیست