شمارهٔ ۱۰ - در مدح امیرالمؤمنین امام المتقین حضرت علی علیهالسلام
آنکه میگوید مؤثر بهر این آثار نیستراستی از نعمت انصاف برخوردار نیست
کی توان گفتن شود موجود بی موجد پدیدنقش بینقاش نبود خانه بیمعمار نیست
دست استادی بگردش آورد پرگار راگرچه خط پیدا ز پرگار است از پرگار نیست
بر بیاض نامهٔی جز با بنان خط نویساین بود ثابت که هرگز خامهٔی سیار نیست
بیوجود ناظمی قادر به تصدیق خردنظم حاصل در مدار گنبد دوار نیست
این همه گردندهٔ مطلق عنان را در مسیریکسر مو اختلاف سیر در ادوار نیست
محدثی باید جهان را کان بود ذاتی قدیموین حقیقت مختفی نزد الوالابصار نیست
بر جمیع ماسو الله فیض یزدان جاری استدر تمام کارها جز لطف حق در کار نیست
معرفت حاصل کن و حق را بچشم دل ببینورنه در این بارگه بیمعرفت را بار نیست
ذات حق از کفر و از ایمان ما مستغنی استشاد و پژمان هیچ از اقرار و ز انکار نیست
نفع و ضر در کفر و ایمان هرچه هست از بهر ماستبهر حق سود و زیانی اندر این بازار نیست
بیخودی آور بدست از بیخدایی دم مزننفس خود بین راز خود بینی به حق اقرار نیست
گر شود روشن بنور معرفت چشم دلتغیر او بینی در این دیر کهن دیار نیست
گوش جان گر آشنا شد با نوای کایناتنغمهٔی جز نغمه منصور در این دار نیست
مکتب عرفان حق را در جهان آموزگاربهتر از فخر رسولان احمد مختار نیست
بعد احمد شیر حق شاه ولایت رهبر استهیچکس چون او بعالم عالم اسرار نیست
گر تو بر حق و حقیقت عاشقی روسوی ویعاشقان را کار با یار است با اغیار نیست
دیگری چون دیگران مگزین بر او مگذر ز حقمسند کرار جای مردم فرار نیست
گر نباشد سبحه در گردش بذکر نام اوهیچ فرقی در میان سبحه و زنار نیست
گاه نزع جان ببیند هرکسی رخسارویامتیاز مؤمن و کافر در این دیدار نیست
وین عجب نبود که بیند طلعت او در حیاتهرکه را آئینه دل محو در زنگار نیست
گر خدا نبود خدا را هست آنشه خانه زادهیچکس را نزد حق این رتبت و مقدار نیست
من چگویم وصف آن ذاتی که از روی یقیندر خور وصفش کسی جز ایزد دادار نیست
یا علی بر آستانت بندهٔ شرمنده راهست حاجتها ولیکن حاجت گفتار نیست
از تو حل مشکلات خویش میجوید صغیرایکه کاری با وجود قدرتت دشوار نیست