گنج

بخش ۷۸ - در توحید حق‌ تعالی‌ و ختم‌ کلام فرماید

۱۲ بیت
این همه‌ گفتیم‌ حرف‌ از هر مقاملیک‌ حرف‌ شبلی‌ است‌ آخر کلام
مر وِرا گفتند وقت‌ احتضارهست‌ این‌ دم حرف‌ تهلیلت‌ به‌ کار
این‌ زمان کت‌ رو به‌ سوی آن سراست‌لا اله‌ الا ﷲ ار گویی‌ سزاست‌
گفت‌ کو غیری که‌ نفی‌ وی کنم‌نفی‌ از شی‌ء بر ثبوت‌ شی‌ء کنم‌
هرچه‌ بینم‌ نیست‌ غیری در میاندر حقیقت‌ اوست‌ پیدا و نهان
چونکه‌ غیری نیست‌ جز ذات‌ وجودپس‌ کنم‌ چون نفی‌ شیئی‌ کو نبود
وآنکه‌ هست‌ او مثبِِت‌ ذات‌ وی است‌هستی‌ او عین‌ اثبات‌ وی است‌
شی‌ء مطلق‌ هست‌ حی‌ لایموت‌لاشیئش‌ پس‌ چون زند دم از ثبوت‌
ای خدای فرد بی‌ مثل‌ و نظیرکه‌ تویی‌ بر هست‌ ذات‌ خود خبیر
آفرینش‌ سر به‌ سر مرآت‌ توست‌مثبِِت‌ ذات‌ تو عین‌ ذات‌ توست‌
چون بلا احصی‌ ستودت‌ مصطفی‌(ص)عجز آورد آن رسولت‌ در ثنا
پس‌ حد ما مُشت‌ خاک پست‌ چیست‌بس‌ که‌ گویم‌ جز تو هستی‌، هست‌، نیست‌