بخش ۵۳ - در معنی یا من اسمه دواء و ذکره شفاء
از دواها حاصل و قصدت شفاستاسم را گفتند زین معنی دواست
هر دوایی را جدا خاصیتی استجز شفا مقصود لیک از جمله نیست
گر شفا یابی ز علت ای پسردر تو می دان کآن دوا کرده اثر
ذکر قلبت چون دوا نوشیدن استبر علاج درد خود کوشیدن است
ذکر تو وقتی شود ذکر ای کیاکه به کلی یابی از علّت شفا
ذکر تو تا تو علیلی هست اسماسم باشد گنج ذکرت را طلسم
پس یقین شد اینکه نام حق دواستذکر نامش مُشفی رنج و عناست
نام او را چون دهی در دل تو جااندک اندک یابی از علّت شفا
چون به کلی از تو شد رفع الَمعین اسمت شد مسمی لاجرم
اندر اینجا ذکر، ذکر اکبر استپس صلاة و ذکر مطلق حیدر است
این صلاة ما، سلوک ره بودذکر اکبر عین ذات ﷲ بود
مرتضی(ع) فرمود زین رو ای حکیمنقطهام من، هم صراط مستقیم
نزد اهل عشق و اصحاب صدوردر حقیقت هم نمازم، هم حضور
مر تو را تا در رهی تو از جهاتهم صراط مستقیمم، هم صلاة
من صلاتم من رهم تا در رهینقطه ام چون گشت راهت منتهی
تا تو در راهی به راهت یاورمدر مقام نقطه ذکر اکبرم
هر مقامی کآن تو را منزل شودمشکلاتت از من آنجا حل شود
نیست خالی جایی از جان و تنمرهبر و ره، منزل و مقصد منم
پس حقیقت اول و آخر علی استبدو و ختم و باطن و ظاهر علی است
چون به ظاهر بنگری او رهنماستباطناً خود رهبر و خود راه ماست
هر کجا منزل کنی منزلگه اوستهم به مقصد چون رسی ذات ﷲ اوست
در مقام جسم،عبدِ مسترقکامل اندر بندگی ذات حق
در مقام جسم بر ما رهنماستبگذری چو از جسم عین راه ماست
گرچه ذاتش هست مطلق از قیودهم تعیّن اوست لیکن هم وجود