گنج

بخش ۳۱ - در بیان آنکه‌ خط‌ مستقیم‌ در میان خطوط که‌ مابین‌ دو نقطه‌ فوقانی‌ و تحتانی‌ واقع‌ است‌ آن است‌ که‌ اقصر و اقرب‌ باشد لهذا صراط المستقیم‌ خط‌ اقصر است

۱۹ بیت
سرّ دیگر دارم و جوش دگرهوش دیگر خواهم‌ و گوش دگر
بر بیانم‌ گوش جان دار ای حکیم‌آنچه‌ نزد ماست‌ خط‌ مستقیم‌
شاید اندر وی دو نقطه‌ کرد فرضخط‌ طولانی‌ میانش‌ دون عرض
در میان آن دو نقطه‌ ای دو دلهست‌ خطی‌ مستقیم‌ و معتدل
نقطه‌ها اندر دو حد خط‌ به‌ عین‌هست‌ از خط‌ جمع‌ بین‌ النقطتین‌
ذات‌ سبحان نقطه‌ فوقانی‌ است‌شخص‌ انسان نقطه‌ تحتانی‌ است‌
در میان نقطتین‌ است‌ ای حکیم‌آدم اول صراط المستقیم‌
وآن صراط المستقیم‌ است‌ ای رفیق‌در میان نقطتین‌ اقرب‌ طریق‌
وآن خطوط دیگر ای صاحب‌ کمالکاطول آمد شد ره اهل‌ ضلال
پس‌ صراط راست‌ خط‌ اقصر است‌گمرهی‌ ها آن خطوط دیگر است‌
هر خطی‌ کآن اَطول است از آن دگرراهِ او تا نقطه‌ باشد دورتر
تا نگوید آنکه‌ عقلش‌ کوته‌ است‌کآن خطوط ار هست‌ دور،امّا ره است‌
بل‌ نباشد راه، وصف‌ وحدت‌ است‌وحدت‌ حق‌ ظاهر اندر کثرت‌ است‌
کی‌ رسی‌ بر سرّ وحدت‌ ای رفیق‌جزکه‌ گردی سالک‌ اقرب‌ طریق‌
گفت‌ زآن سجّاد زین‌ العابدین‌قبله‌ اهل‌ حقیقت‌ شاه دین‌
رب‌ّ سیّرنی‌ الهی‌ یا ودوددر طریقی‌ کوست‌ اقرب‌ بر وفود
ذات‌ حق‌ چون واحد آمد بی‌ شکی‌سوی او هم‌ راه او باشد یکی‌
ذات‌ حق‌ چون رهنمای مطلق‌ است‌مقصد ما هم‌ به‌ ره ذات‌ حق‌ است‌
پس‌ ره ما هم‌ که‌ وصف‌ واحد است‌واحد است‌ و آن دگرها فاسد است‌