گنج

بخش ۳۰ - در تمهید تحقیق‌ صراط المستقیم‌ و بیان معنی‌ امر بین‌ الامرین

۲۹ بیت
گوش جان را دار حاضر ای حکیم‌بهر تحقیق‌ صراط المستقیم‌
گفته‌ بودم پیش‌ از اینت‌ مختصرشرح آن اجمال را بشنو دگر
هست‌ ما را تا به‌ حق‌ راهی‌ دقیق‌رهنمای ما بر آن پیر طریق‌
گفت‌ حیدر پیشوای سلسله‌آن صراط المستقیمم من‌ هله‌
هر که‌ فانی‌ در ولای مرتضی‌(ع) است‌خود ره و خود مقصد و خود رهنماست‌
این‌ صراط ما که‌ گفتم‌ ای حکیم‌هندسیَّش‌ خواند خط‌ مستقیم‌
نزد اقلیدس که‌ گفت‌ او شرح خط‌خط‌ ندارد عرض و شد طول فقط‌
گرچه‌ خط‌ را نیست‌ عرض از روی فرضمنحنی‌ چون گشت‌ یابد وصف‌ عرض
خط‌ ما چون گشت‌ عدل و مستقیم‌عرض را مایل‌ نگردد، ای حکیم‌
خط‌ که‌ عدل و مستقیم‌ از انحناست‌نه‌ به‌ سوی چپ شود مایل‌ نه‌ راست‌
خط‌ عدل و منحنی‌ باز ای عمومنتهی‌ گردد به‌ سوی نقطه‌ او
نقطه‌ کآن خط‌ راست‌ عین‌ انتهاهست‌ بیرون ز استقامت‌ و انحناء
سالکان را منزل جمع‌ فقط‌نقطه‌ باشد چون رسد بر نقطه‌ خط‌
تا به‌ نقطه‌ سالکی‌ نا واصل‌ است‌اعوجاج و استواء را قابل‌ است‌
استوایش‌ طی‌ نمودن راه خط‌منحرف‌ ناگشتن‌ از حد وسط‌
اعوجاجش‌ چیست‌ مرد ره سپار؟گاه رفتن‌ بر یمین‌ و گه‌ بر یسار
چون ز خط‌ شد منحرف‌ معوج بودز استقامت‌ جان او خارج بود
جبر و تفویض‌ اعوجاج از راه ماست‌امر مابین‌ دو امر آن استواست‌
خط‌ ما چون شد به‌ نقطه‌ متّصل‌اعوجاج و استواء کو ای دو دل
جبر و تفویض‌ آن یسار است و یمین‌همچنین‌ تشبیه‌ و تعطیل‌ ای امین‌
لاجرم جعفر(ع) امام دین‌ پناهاین چنین‌ فرمود با اصحاب‌ راه
که‌ بود ما بین‌ جبر و اختیارراه این‌ هر دو یمین‌ است‌ و یسار
راه ما پس‌ گشت‌ خط‌ مستقیم‌وآنکه‌ در راه است‌ ای مرد حکیم‌
تا که‌ در ره مستقیم‌ و مستوی است‌با یمین‌ و با یسارش کار نیست‌
منحرف‌ چون گشت‌ از ره معوج است‌وز طریق‌ اعتدال او خارج است‌
اعوجاجش‌ آن علو است‌ و قصورواستوایش‌ الوسط‌ خیر الامور
از وسط‌ چون گشت‌ مایل‌ بر یمین‌غالی ‌اش خوانند ارباب‌ یقین‌
وز وسط‌ چون بر یسار آمد فرودتالی‌ اش خوانند اصحاب‌ شهود
کرد چون میل‌ او ز خط‌ معتدلغالی‌ و تالیش‌ دانند اهل‌ دل