بخش ۲۸ - در بیان معنی جبر و تفویض و تحقیق معنی ایاک نعبد و ایاک نستعین فاستمع
نسبت ایاک نعبد گر تو راستگوش هوشی بر سلوک و فعل ماست
چون عبادت را به نفس خویشتنتو دهی نسبت بر ارباب فن
بهر نفس اثبات قدرت کرده ایثابت او را حول و قوت کرده ای
باطل است این زآنکه گشت آن مرد کارمستقلاً مدعی اختیار
هست این تفویض محض و مشکل استمذهب قدریّه است و باطل است
نزد اهل دل که ره را سالکنداهل این مذهب مجوس و مشرکند
همچنین افعال را ای مرد راهگر دهی یکباره نسبت بر اله
از تصرف خویش را سازی بروناختیارت را کنی خوار و زبون
هست این هم موجب ابطال شرعمذهب جبر است و باطل ز اصل و فرع
پس منافی هست این جبر و گزافبا کمال عدل حق بیاختلاف
همچنان که مذهب تفویض بودمختلف با اصل توحید وجود
قدری ار بیند عدالت در امورچشم وحدت بین او کور است کور
دیدِ جبری، وحدت و نارسته استزآنکه چشم عدل بینش بسته است
عارف کامل که ذوالعینین بُداختیار و جبر را در بین شد
چونکه شیطان بود جبری ای سَنیگفت زآن ربّ به ما اَغویتَنی
چونکه تفویضی است دجّال ای سندادعای ربّ الاعلایی کند
چونکه آدم هر دو چشمش بود بازاز ظلمنا ربّنا برداشت ساز
خواند حق را ربّ و هم کرد اعترافخود به مربوبیّت خود بیخلاف
نه نمود او در حضور کردگارمستقلاً ادعای اختیار
کرد بل خود ز اختیار او منخلعتا نگردد اصل وحدت منقطع
داد بر خود نسبت ظلم آن امینتا نباشد بیهده تکلیف دین
خاصه آن تکلیف کش بُد بر بشرکرده بّد بس نهی از اکل شجر
نکته انّا ظلمنا بس بجاستکاعتراف بنده بر عدل خداست
گفت زآن جعفر(ع) امام دین پناهدر میان جبر و تفویض است راه
همچنین ایاک نعبد نستعینهست بر اثبات این معنی معین
چونکه واضح شد تو را این مسئلهحاضر تحقیق دیگر شو هله