بخش ۲۶ - و امّا بنعمه ربک فحدث
کن حدیث از نعمت ما بر گروهزآنچه دادم بر تو ز اعزاز و شکوه
نعمت تام خداوند ولیبر تو و خلق است در معنی علی
در ره مهر علی آن کو شتافتنعمت خاص مرا همچون تو یافت
تو از این نعمت که داری ای فتیهم بده بر بندگانم قسمتی
مهربانم من ز بس بر بندگانخواهم این نعمت بر ایشان جاودان
هرکه زین نعمت نگردد بهره ورنیست اندر جسم او روح بشر
نعمت ما بهر خاصان شد تمامگرچه زآن بیبهره مانَد جان عام
زین نعم جان بشر کامل شودجان حیوان گرچه زآن غافل بود
احمدا زین نعمت خاصم به خلقبهره ده تا ما که را بدهیم حلق
گر چه زین اِنعام خاص بینهابر خلایق هست مِنّت ها مرا
لیک بر ما احمدا منّت نهددست بیعت بر علی هر کس دهد
چیست بیعت جان به حق بفروختنخویش را در نار عشقم سوختن
عشق حیدر در حقیقت عشق ماستعاشق او عاشق ذات خداست
جان فروشی بهر عشق حیدریسهل باشد،حق چو باشد مشتری
مشتری حقّ است تا بایع که شدعشق حیدر را به جان تابع که شد
ترک جان را، عاشقی فرزانه کوشمع ما روشن شود پروانه کو
هرکه شد پروانه پیش شمع منگشت جانش غرق بحر جمع من