گنج

۳- آیات ۱۶ تا ۲۳

۲۲ بیت

وَ أَنْ لَوِ اِسْتَقٰامُوا عَلَی اَلطَّرِیقَةِ لَأَسْقَیْنٰاهُمْ مٰاءً غَدَقاً (۱۶) لِنَفْتِنَهُمْ فِیهِ وَ مَنْ یُعْرِضْ عَنْ ذِکْرِ رَبِّهِ یَسْلُکْهُ عَذٰاباً صَعَداً (۱۷) وَ أَنَّ اَلْمَسٰاجِدَ لِلّٰهِ فَلاٰ تَدْعُوا مَعَ اَللّٰهِ أَحَداً (۱۸) وَ أَنَّهُ لَمّٰا قٰامَ عَبْدُ اَللّٰهِ یَدْعُوهُ کٰادُوا یَکُونُونَ عَلَیْهِ لِبَداً (۱۹) قُلْ إِنَّمٰا أَدْعُوا رَبِّی وَ لاٰ أُشْرِکُ بِهِ أَحَداً (۲۰) قُلْ إِنِّی لاٰ أَمْلِکُ لَکُمْ ضَرًّا وَ لاٰ رَشَداً (۲۱) قُلْ إِنِّی لَنْ یُجِیرَنِی مِنَ اَللّٰهِ أَحَدٌ وَ لَنْ أَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَداً (۲۲) إِلاّٰ بَلاٰغاً مِنَ اَللّٰهِ وَ رِسٰالاٰتِهِ وَ مَنْ یَعْصِ اَللّٰهَ وَ رَسُولَهُ فَإِنَّ لَهُ نٰارَ جَهَنَّمَ خٰالِدِینَ فِیهٰا أَبَداً (۲۳)

و اینکه اگر مستقیم شده بودند بر راه هر آینه می‌دادیم ایشان را از آبی بسیار (۱۶) تا بیازمائیم ایشان را در آن و کسی که روی گرداند از ذکر پروردگارش در می‌آوردش در عذابی سخت (۱۷) و اینکه مساجد برای خداست پس مخوانید با خدا احدی را (۱۸) و بدرستی که چون برخواست بنده خدا که بخواهد او را از نزدیک بودند که شوند بر او بالای یکدیگر برده (۱۹) بگو جز این نیست که می‌خوانیم پروردگار را و شریک نمی‌گردانیم باو احدی را (۲۰) بگو که من مالک نباشم برای شما ضرری و نه نفعی (۲۱) بگو که من در پناه نگیردم از خدا احدی و نیابم از غیر او هرگز پناهی (۲۲) مگر رسانیدن از خدا و پیغامهای او و هر که نافرمان‌برداری کند خدا را و فرستاده او پس بدرستی که برای اوست آتش دوزخ جاویدند در آن همیشه (۲۳)

گر که گردند اهل مکه مستقیمبر طریقی کوست افضل هم قویم
آبشان بدهیم بسیار از نمونوین کنایت باشد از رزق فزون
آزمایش تا نماییم اندر آنتا که نیک آید برون از امتحان
معنی این باشد که اندر راه راسترهروان را علم و عقل اعطا ز ماست
وآنکه کرد اعراض از یاد خداآورد در رنجِ سختش بر سزا
دیگر از حق است مسجدها عیانبا خدا کس را مخوانید اندر آن
وآن زمان برخاست که بندة خداخواند او را در نماز و در دعا
یعنی اندر بطن نخله در نمازصبح اِستاد آن رسول سرفراز
جنّیان نزدیک بُد کز ازدحامخفتگان باشند روی هم تمام
بس تعجب زآنچه دیدند آن زماناز عبادت و اقتدای مؤمنان
یا که این باشد کلام جن دگرکه به قوم خویش دادندی خبر
کاین چنین بُد شیوه و گفتار شانطاعت و سجده، قیام و کارشان
یا سخن عام است یعنی انس و جنمجتمع گشتند بر وی مطمئن
ای محمّد(ص) گو جز این نبود که منمی پرستم رب خود را بی سخن
می نگیرم من به معبود ملیکهیچ کس از ماسوایش را شریک
گو که مالک نیستم من بر شمادفع ضرّی، هم نه رشدی را کجا
گو مرا زنهار ندهد یک نفردر پناه خود ز قهر دادگر
هم نیابم غیر از او هرگز پناهتا که رو آرم بدو از نابخواه
نیستم قادر به چیزی من هلاجز بلاغی را که آن هست از خدا
هم دگر پیغام هایش را که دادگفت یعنی تا رسانم بر عباد
هر که عاصی شد به فرمان یکسرشهم نه فرمان بُرد از پیغمبرش
پس بود در نار دوزخ جاوداننیستش هرگز خلاصی هیچ از آن