گنج

۲- آیات ۸ تا ۱۵

۲۶ بیت

وَ أَنّٰا لَمَسْنَا اَلسَّمٰاءَ فَوَجَدْنٰاهٰا مُلِئَتْ حَرَساً شَدِیداً وَ شُهُباً (۸) وَ أَنّٰا کُنّٰا نَقْعُدُ مِنْهٰا مَقٰاعِدَ لِلسَّمْعِ فَمَنْ یَسْتَمِعِ اَلْآنَ یَجِدْ لَهُ شِهٰاباً رَصَداً (۹) وَ أَنّٰا لاٰ نَدْرِی أَ شَرٌّ أُرِیدَ بِمَنْ فِی اَلْأَرْضِ أَمْ أَرٰادَ بِهِمْ رَبُّهُمْ رَشَداً (۱۰) وَ أَنّٰا مِنَّا اَلصّٰالِحُونَ وَ مِنّٰا دُونَ ذٰلِکَ کُنّٰا طَرٰائِقَ قِدَداً (۱۱) وَ أَنّٰا ظَنَنّٰا أَنْ لَنْ نُعْجِزَ اَللّٰهَ فِی اَلْأَرْضِ وَ لَنْ نُعْجِزَهُ هَرَباً (۱۲) وَ أَنّٰا لَمّٰا سَمِعْنَا اَلْهُدیٰ آمَنّٰا بِهِ فَمَنْ یُؤْمِنْ بِرَبِّهِ فَلاٰ یَخٰافُ بَخْساً وَ لاٰ رَهَقاً (۱۳) وَ أَنّٰا مِنَّا اَلْمُسْلِمُونَ وَ مِنَّا اَلْقٰاسِطُونَ فَمَنْ أَسْلَمَ فَأُولٰئِکَ تَحَرَّوْا رَشَداً (۱۴) وَ أَمَّا اَلْقٰاسِطُونَ فَکٰانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَباً (۱۵)

و بدرستی که جستیم آسمان را پس یافتیم آن را پر شده از نگهبانان سخت و تیرهای شهاب (۸) و بدرستی که ما بودیم که می‌نشستیم از آن در نشیمنها برای گوش کردن پس کسی که استماع می‌نماید اکنون می‌آید برایش تیر شهاب متوجه (۹) و بدرستی که نمی‌دانیم آیا شری خواسته شده بآنکه در زمین آمد یا خواسته بود پروردگارشان خیری (۱۰) و بدرستی که بعضی از ما صالحانند و بعضی از ما ورای آن و هستیم طوایف جدا جدا (۱۱) و بدرستی که گمان کردیم آنکه عاجز نتوانیم ساخت خدا را در زمین و عاجز نتوانیم کرد او را از راه گریختن (۱۲) و بدرستی که ما چون شنیدیم هدایت را ایمان آوردیم باو پس کسی که ایمان آورد بپروردگار خود پس بیم نخواهد داشت از نقصان و طغیان (۱۳) و بدرستی که ما بعضی از ما منقادانیم و بعضی از ما تعدی‌کنندگانند پس کسی که انقیاد ورزید پس آنها جویا شدند راه نجات را (۱۴) و اما تعدی‌کنندگان پس باشند از برای جهنم هیمه (۱۵)

آنکه ما کردیم قصد آسمانتا نماییم استراق سمع از آن
یافتیم از پاسبانان شدیدآسمان را پُر که می آمد پدید
وز شُهُب و اجسام ناری که ملکمنع دیوان زآن نمایند از فلک
ما بُدیم آنکه نشستیم از سمادر نشیمن های عالی هر کجا
بهر سمع اعنی خبرها یک به یکگوش می کردیم اقوال ملک
این زمان از جنّیان هر کس طلبمی کند اخبار، بس باشد عجب
یابد او استارة آتش فشانکش کند منع از صعود آسمان
ما نمی دانیم زین آیا به فرضخواسته شد مر بدی بر اهل ارض
یعنی از اینکه ملایک منع مامی نمایند از صعود اندر سما
یا اراده کرده مر پروردگاررشد و خیری بهر ایشان زین قرار
چون ز ما شایستگان هستند بیشکه به نیکویی و خیراتند پیش
هم ز ما باشند قومی پست ترزآن کسان که صالحند و نیک فر
یا که غیر صالحان یعنی بدانمقتصد یا در میان این و آن
راههای ما بود از یکدگرمنقطع چون آنکه باشد در بشر
راههای مختلف داریم مانی که بر یک راه و رفتاریم ما
این بدانستیم بر وجه یقینحق ز ما عاجز نگردد در زمین
هم نه ما عاجز کنیم او را از آنکه گریزیم از کنار آسمان
گر کند بر ما ار ادة امری اوکی ز فرمانش توان بر تافت رو
جنّیان را اعتقاد این است و حالکه بود غالب بر ایشان ذوالجلال
چونکه قرآن را شنیدیم از طلبکآن هدایت راست از هر ره سبب
ما به آن می بگرویدیم از تمامیا به او کز وی شنیدیم آن کلام
پس هر آن کس بگرود بر رب خودپس نترسد او ز نقص و رهق و بد
بعضی از ما مسلمند و معتمدبعضی از ما هم ستمکاران به خود
پس هر آن بر امر حق گردن نهادکرده اند آن قوم پس قصد رشاد
وآنکه بیرون رفتگانند از طریقهیزمند اندر جهنم آن فریق
وحی کرده بر من این گشته دگراین است شأن و قصه از حکم و خبر