گنج

۴- آیات ۵۱ تا ۶۲

۲۸ بیت

ثُمَّ إِنَّکُمْ أَیُّهَا اَلضّٰالُّونَ اَلْمُکَذِّبُونَ (۵۱) لَآکِلُونَ مِنْ شَجَرٍ مِنْ زَقُّومٍ (۵۲) فَمٰالِؤُنَ مِنْهَا اَلْبُطُونَ (۵۳) فَشٰارِبُونَ عَلَیْهِ مِنَ اَلْحَمِیمِ (۵۴) فَشٰارِبُونَ شُرْبَ اَلْهِیمِ (۵۵) هٰذٰا نُزُلُهُمْ یَوْمَ اَلدِّینِ (۵۶) نَحْنُ خَلَقْنٰاکُمْ فَلَوْ لاٰ تُصَدِّقُونَ (۵۷) أَ فَرَأَیْتُمْ مٰا تُمْنُونَ (۵۸) أَ أَنْتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ اَلْخٰالِقُونَ (۵۹) نَحْنُ قَدَّرْنٰا بَیْنَکُمُ اَلْمَوْتَ وَ مٰا نَحْنُ بِمَسْبُوقِینَ (۶۰) عَلیٰ أَنْ نُبَدِّلَ أَمْثٰالَکُمْ وَ نُنْشِئَکُمْ فِی مٰا لاٰ تَعْلَمُونَ (۶۱) وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ اَلنَّشْأَةَ اَلْأُولیٰ فَلَوْ لاٰ تَذَکَّرُونَ (۶۲)

پس بدرستی که شمائید ای گمراهان تکذیب نمایندگان (۵۱) هر آینه خورندگانید از درختی از زقوم (۵۲) پس پرکنندگان از آن شکمها را (۵۳) پس آشامندگانند بر آن از آب جوشان (۵۴) پس آب آشامندگانید آشامیدن تشنه (۵۵) اینست مهمانی ایشان روز جزا (۵۶) ما آفریدیم شما را پس چرا تصدیق نمی‌کنید (۵۷) آیا پس خبر دهید که آنچه را که می‌ریزند (۵۸) آیا شما می‌آفرینید آنها را یا مائیم آفرینندگان (۵۹) ما قرار دادیم میان شما مرگ را و نیستیم ما مغلوب (۶۰) بر اینکه بدل آریم امثال شما را و بیافریدیم شما را در آنچه ندانید (۶۱) و بتحقیق دانستید آن آفرینش نخستین پس چرا تفکر نمی‌کنید (۶۲)

پس شما ای گمرهان کاندر غروربودتان تکذیب از بعث و نشور
آکِلُون باشید آن روز از تمامزآن درختی کش بود زقوم نام
این درخت آن نفس پُر جور و جفاستمیوه هایش شهوت و شرک و هواست
از ثمرهایش که زهر قاتل استزآن یکی تکذیب قول کامل است
پر کنندة اشکمید از آن درختروی آن نوشید ز آب گرم سخت
پس بنوشند از حمیم واردهبر مثال اشتر تشنه زده
گفت زآن فَشَارِبُونَ مِن الْحَمِیمهمچنین فَشَارِبُونَ شُرْبَ الْهِیم
این بود حرص و طمع بر ماخَلَقسیر ار زآن ناید رسد گر تا به حلق
یا که وهمیّات نفس بی سکونکش بود جوع و عطش هر دم فزون
هر چه بر دنبال میل نفس دونمی روی شهوات او گردد فزون
این بودشان پیشکش روز جزااکل و شربی بس مناسب بس بجا
ما شما را آفریدیم از نخستپس چرا باور ندارید آن درست
پس شما دیدید آیا ز امتیازدر رحم چیزی که می ریزید باز
خود شما آن نطفه را آیا دگرآفرینید ایچ بر شکل دگر
تا رسد بر حد انسانی تمامیا که ماییم آفریننده انام
کرده ایم از بعد ایجاد شماموت را مابینتان تقدیر ما
ساختیم اعنی مقدّر از ازلما زمان موتِ هر یک در محل
کس به ما سبقت بنتواند نمودگر مبدلتان کنیم اندر نمود
خود بَدل سازیم اندر حالتانآوریم اندر ظهور امثالتان
یعنی ار بر جایتان خلق دگرآوریم اندر تبدّل از بشر
نیست کس عاجز کننده ما در اینتا شود مانع ز رای مستبین
هم دگر باره کنیم ایجادتانبر چنان صورت که نادانید از آن
نشأة اول شما دانسته ایدکانتقال است از مقامات آن پدید
نطفه و هم علقه و مضغه و عظامهم لحوم، اعصاب و اوتار از تمام
همچنین تصویر آن اندر فتوحبر چنین شکل و در آن ایلاج روح
جملگی دارید آن را اعترافکآفریدیم این همه ما بی خلاف
پس چرا نارید هیچ از وی به یادتا کنید آن را دلیل اندر مراد
بر وجود نشأة دیگر به زودهر که آن کرد این یقین خواهد نمود